خاطرات دوران60و70

شما یادتونه تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری
دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

یادتونه ددبستان که بودیم
معلم بهداشت ی ساعتهایی می اومد لای موهامونو نگاه می کرد

یادتونه که با چه
ترفندهایی لواشک میبردیم مدرسه و سعی میکردیم انتظامات (کلاس پنجمی ها ) پیداش
نکنه

یادتونه تو نیمکت باید سه نفری می شستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید می رفت پایین زیر میز.

یادتونه که زمان امتحان روی موزاییک سرد می
نشستیم
.

یادتونه وقتی نوک مداد قرمزای سوسمار نشان که زبون میزدی
خوش رنگ تر میشد
.

یادتونه که معلم می گفت 5 مرتبه  از روی درس دهقان فداکار
مشق بنویسید و

با بچه ها شرط میبستیم که کدوم از ما قبل از اتمام وقت کلاس تموم میکنه
 
            

یادتونه از بس مشق می نوشتیم که گوشه ی انگشتامون ورم
میکرد به طوری که هنوز آثارش هست !

یادتونه چکمه های آبی و قرمز که داشتیم
.

یادتونه که شعله ی بخاری کلاسو تا انتها زیاد میکردیم و
میرفتیم سر صف تا

بخاری آتیش بگیره ومعلم
علوم سال سوم راهنمایی کلاس نیاد و فحشاشو بار ما نکنه
.

یادتونه وقتی قرار دعوای زنگ اخرو میذاشتیم قبلش چقد برا
همدیگه کری میخوندیم
یا

یادتونه هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم
میگفتیم آیینه آیینه

.

یادتونه که همیشه بچه هایی که پدر و مادرشون فرهنگی بودن
معلما واسشون ارزش

بیشتری قائل بودن حتی نسبت به شاگرد اول
کلاس!

یادتونه بعد بازی های استقلال پیروزی اگه تیم مون میبرد با
چه شوقی میخواستیم روز بعدش بریم مدرسه!

یادتونه تلویزیون از این سیاه و سفیدها بود کلیدسو
میچرخوندی شبکه اش عوض میشد.

یادتونه شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت سر
ساعت

12سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد. سر زد از افقمهر
خاوران
!

یادتونه فرفرک درست میکردیم میدویدیم تا بچرخه

یادتونه توپه چهل تیکه با این توپ پلاستیکی راه راه ها
درست میکردیم .

یادتونه قلکهامون پسر شجاع بود .

یادتونه یه مدت از این مداد تراش رومیزی ها مد شده بود که
هر کی از اونا داشت خیلی باکلاس بود
.

یادتونه سرمونو میگرفتیم جلو پنکه می
گفتیم:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

یادتونه روی فیلم های عروسی موقعی که داماد حلقه رو توی
انگشت عروس میکرد آهنگ 1حلقه طلایی معین رو می ذاشتن
.

یادتونه بازی اسم فامیل.. میوه: ریواس، غذا: ریواس
پلو

....


و کلی خاطره ی قشنگ دیگه
که الان با یادشون یه لبخند به لبای همه میادو میگیم چه روزای قشنگی بود

[ ۱۳٩٢/۱۱/۳ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ neda ] [ نظرات () ]